421) هه په ، هه په نیه کید: برش ندارد ، کند است
*به کسی که کاری از دستش بر نمیاید میگویند»»هه په نیه کید
422) خه ور: درد ، زهر ، خرابی
*خه وری بخه فنی: دردش را ساکن کند
423) توق : نقش و نگار ، نقش برجسته
424) کی کلان له مال نیه و میوشلان خوه شیه: اشاره به نبودن دشمن در مکان همیشگی و خوشحالی مدعی از نبود وی...
425) خوه رشت (خ ورشت): پرخاش ، تندی کردن
426) گیوژی هات : تعجب کرد ، شگفت زده شد
427) قی لی کرد: آنرا قطع کرد ، بریدش
428) بالته : چاق ،گنده
429) خونجید : امکان دارد ، راه دارد ، ممکن است
430) ری له تی نیه : بی رحم است ، خشن و بی مروت است
@loghatkalhori
برچسب:
نویسنده: آناهیتا خوشنام